سيد علي اكبر قرشي
120
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( وَالْمَساكِينِ » ) * و محل مصرف هشتگانهء صدقات در « زكو » سخن گفتهايم به آنجا رجوع شود . صد و : كف زدن . در مجمع فرموده : تصديه زدن دست بر دست است . و صدى بمعنى صداى كوه و غيره از آنست . ( صدائيكه از كوه منعكس مىشود ) * ( « وَما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَتَصْدِيَةً » ) * انفال : 35 . مكاء بمعنى صفير است يعنى نماز مشركين در نزد بيت اللَّه فقط صفير زدن و كف زدن بود . * ( « أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى . فَأَنْتَ لَه تَصَدَّى » عبس : 5 و 6 . تصّدى بمعنى توجه و رو كردن است . صدى چنان كه نقل شد بصداى كوه كه منعكس شده گفته مىشود زيرا صدا به آن اصابت كرده و بر گشته است و نيز بعطش صدى گفته مىشود . و آن بمعنى عطش يائى و بمعنى كف زدن واوى است . طبرسى دربارهء « تصدى » فرموده : آن بمعنى تعرض و رو كردن است مثل رو كردن صديان ( عطشان ) به آب . راغب آن را مثل توجه بصداى كوه گفته است . بهر حال معنى آيه چنين است : امّا آنكه بى نياز است تو به او توجه ميكنى . صرح : قصر . و هر بناء عالى ( اقرب ) * ( « وَقالَ فِرْعَوْنُ يا هامانُ ابْنِ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الأَسْبابَ » ) * غافر : 36 . مراد از آن در آيه بناى مرتفع است . * ( « قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْه حَسِبَتْه لُجَّةً » ) * نمل : 44 . به او گفته شد وارد قصر شو چون آن را ديد گمان برد آبى عميق است . اصل صرح بمعنى وضوح است « صرح الامر صرحا : بيّنه و اظهره » ظاهرا قصر و عمارت مرتفع را از جهت مرئى و آشكار بودنش صرح گفتهاند . اين كلمه چهار بار در قرآن مجيد آمده است : نمل 44 - قصص : 38 - غافر : 36 . صرخ : صراخ و صريخ بمعنى صيحهء شديد ، ( فرياد ) و يارى طلبيدن و يارى كردن است ( اقرب ) صريخ